پایگاه خبری فولاد ایران - مقاله متشرشده در سایت مجمع جهانی اقتصاد بر پنج تناقض کلیدی در پذیرش گسترده هوش مصنوعی در سال ۲۰۲۶ تأکید میکند و استدلال میکند که آینده هوش مصنوعی سرراست نخواهد بود. این تناقضها بیشتر از ماهیت فناوری، از ویژگیهای انسانهایی که آن را توسعه و استفاده میکنند ناشی میشوند.
پنج پارادوکس اصلی:
1. اشتغال: نابودکننده یا اشتغالزا؟
درحالیکه هوش مصنوعی برخی مشاغل را خودکار میکند، گزارشها (مانند گزارش مجمع جهانی اقتصاد) پیشبینی میکنند اشتغال خالص افزایش خواهد یافت (حدود ۷۸ میلیون شغل جدید تا ۲۰۳۰).
تقاضا برای مهارتهای انسانی، مانند تفکر تحلیلی، رهبری، خلاقیت و تابآوری در حال افزایش است. در عین حال، مشاغل مرتبط با هوش مصنوعی و نیز مشاغل خطمقدم (مانند پرستاری و آموزش) رشد خواهند کرد.
چالش اصلی پر کردن شکاف مهارتی و کمک به کارگران برای انتقال به نقشهای جدید است.
2. بهرهوری: افزایش کار یا کاهش آن؟
معرفی هوش مصنوعی اغلب منجر به کاهش موقت بهرهوری ("پارادوکس بهرهوری" یا "منحنی J") میشود، زیرا سازمانها باید فرآیندها، دادهها و مهارتها را با فناوری جدید هماهنگ کنند.
در بخش دانش، هوش مصنوعی گاه منجر به "شلوغی کاری" میشود، زیرا خروجیهای تولیدشده توسط هوش مصنوعی نیاز به بررسی و اصلاح گسترده توسط انسان دارند.
با این حال، در بلندمدت، سازمانهایی که هوش مصنوعی را بهخوبی ادغام میکنند، مزایای رقابتی قابل توجهی در بهرهوری و سهم بازار گزارش میدهند.
3. محتوا: ارزش محتوای انسانی در عصر تولید انبوه هوش مصنوعی
با انفجار محتوای تولیدشده توسط هوش مصنوعی (از جمله "دیپفیک"ها و اطلاعات نادرست)، تشخیص محتوای واقعی از جعلی بسیار دشوار شده است.
این آشفتگی ممکن است منجر به افزایش ارزش محتوای معتبر و تولیدشده توسط انسان شود. عواملی مانند شفافیت، پاسخگویی و نظارت انسانی میتوانند به نشانهای برای اعتماد تبدیل شوند.
4. نسل جوان: نسل گمشده در عصر هوش مصنوعی؟
اگرچه نسل Z از هوش مصنوعی زیاد استفاده میکند، اما بسیاری نسبت به آن اضطراب دارند (آسیب به تفکر انتقادی، تأثیرات محیط زیستی).
یک تناقض بزرگ: از جوانان انتظار میرود "آماده هوش مصنوعی" باشند، اما فرصتهای یادگیری در حین کار به دلیل خودکارسازی مشاغل سطح مبتدی در حال کاهش است. این امر ممکن است مسیرهای شغلی پایدار را برای آنها محدود کند.
5. انرژی: مشکلساز یا مشکلگشا؟
هوش مصنوعی مصرف کننده عظیم انرژی است (پیشبینی میشود مراکز داده سهم بزرگی از برق جهان را مصرف کنند).
اما در عین حال، هوش مصنوعی میتواند ابزاری کلیدی برای گذار به انرژی پاک باشد؛ از طریق بهینهسازی شبکه، پیشبینی تولید انرژی تجدیدپذیر و بهبود بهرهوری.
چالش همسو کردن رشد هوش مصنوعی با اهداف انرژی پاک و حرکت به سمت یک چارچوب "هوش مصنوعی خالص مثبت" است که تقاضای انرژی آن نه تنها جبران، بلکه به پیشبرد سیستم انرژی پاک کمک کند.
این مقاله نتیجهگیری میکند که آینده هوش مصنوعی با تناقضها و بدهبستانهای پیچیدهای شکل میگیرد. موفقیت در گرو تمرکز بر جنبههای انسانی مانند مهارتآموزی، طراحی مسئولانه، ایجاد اعتماد و همسوسازی پیشرفت تکنولوژیک با اهداف گستردهتری مانند پایداری محیطی و عدالت اجتماعی است.
منبع: Weforum