پایگاه خبری فولاد ایران - بازارهای انرژی در آغاز سال ۲۰۲۶ نشان میدهند که برخلاف الگوهای تاریخی، تحولات ژئوپولیتیک شدید نیز دیگر بهتنهایی قادر به بالا بردن قیمتها نیستند. طبق گزارش اویل پرایس، حتی رویدادی به بزرگی مداخلهٔ نظامی آمریکا در ونزوئلا و انتقال نیکلاس مادورو به ایالات متحده، که در شرایط عادی میتوانست شوک قیمتی قابلتوجهی ایجاد کند، نتوانست قیمت نفت را از محدودههای پایین خارج کند. دلیل اصلی این بیواکنشی بازار، مازاد ساختاری عرضه در نفت و گاز است.
نفت برنت در نخستین هفتهٔ معاملاتی کامل سال ۲۰۲۶ کمی بالاتر از ۶۰ دلار معامله شد. اگرچه رئیسجمهور آمریکا از برنامههایی برای ورود شرکتهای بزرگ نفتی آمریکا به ونزوئلا و بازسازی زیرساختهای نفتی این کشور سخن گفت، تحلیلگران بلافاصله تأکید کردند که تبدیل این اظهارات به واقعیت با موانع جدی مواجه است. هزینههای بسیار بالا، نیاز به سرمایهگذاری سالانه چند ده میلیارد دلاری و مهمتر از همه عدم قطعیت سیاسی، باعث میشود هرگونه افزایش تولید ونزوئلا نه فوری باشد و نه تضمینشده. از نگاه بازار، حتی اگر این برنامهها عملی شوند، نتیجهٔ نهایی افزایش عرضه جهانی نفت خواهد بود، نه کاهش آن؛ موضوعی که فشار نزولی بر قیمتها وارد میکند.
در همین حال، اوپکپلاس نیز با تأیید توقف افزایش تولید، نتوانست فضای بازار را تغییر دهد. این تصمیم از پیش انتظار میرفت و بسیاری آن را تنها گزینهٔ ممکن برای گروهی میدانند که با وجود کاهش تولید، شاهد افت حدود ۲۰ درصدی قیمتها در سال گذشته بوده است. در حالی که اوپکپلاس بازار را «متوازن» توصیف میکند، اغلب تحلیلگران با این ارزیابی موافق نیستند.
یکی از نشانههای کلیدی اشباع بازار، افزایش بیسابقهٔ حجم نفت ذخیرهشده روی نفتکشها است که اکنون به بالاترین سطح از سال ۲۰۲۰ رسیده است. هرچند بخشی از این نفت در مسیر تحویل به خریداران است، اما حجم کلی آن برای ناظران بازار نگرانکننده تلقی میشود.
در سمت تقاضا نیز تصویر امیدوارکنندهای دیده نمیشود. اتحادیهٔ اروپا که تعهدی بسیار بزرگ برای خرید انرژی از آمریکا داده بود، در عمل نهتنها به آن نزدیک نشد، بلکه واردات نفت خام آمریکا را کاهش داد. اگرچه واردات LNG افزایش چشمگیری داشت، اما مجموع ارزش واردات انرژی اروپا از آمریکا بسیار کمتر از ارقام وعدهدادهشده بود. این شکاف میان تعهدات سیاسی و واقعیت فیزیکی بازار، یکی دیگر از عوامل تضعیف انتظارات صعودی قیمتهاست.
چین نیز سیگنالهای روشنی از ضعف تقاضا ارسال میکند. این کشور از قیمتهای پایین برای ذخیرهسازی نفت، بهویژه نفت تخفیفدار کشورهای تحت تحریم، استفاده کرده، اما این رفتار این تصور را تقویت کرده که مصرف واقعی کمتر از حجم خرید است. در بازار گاز طبیعی مایع نیز تقاضای چین ضعیفتر از پیشبینیها بوده و بخشی از نیاز خود را از روسیه تأمین میکند.
در بازار LNG، وضعیت حتی پیچیدهتر است. پروژههای جدید صادرات LNG آمریکا در سال ۲۰۲۶ وارد مدار میشوند و عرضه را افزایش میدهند، در حالی که قیمتهای پایینتر گاز در اروپا، بزرگترین مقصد LNG آمریکا، حاشیه سود صادرکنندگان را کاهش داده است. تحلیلگران هشدار میدهند که اگر فاصلهٔ قیمتی میان گاز آمریکا و شاخص TTF اروپا بیش از حد فشرده شود، انگیزهٔ صادرات کاهش یافته و برخی تولیدکنندگان ناچار به کاهش عرضه خواهند شد.
در مجموع، چشمانداز بازار انرژی در سال ۲۰۲۶ همچنان تحت سلطهٔ مازاد عرضه، رشد ضعیف تقاضا و کاهش اثر شوکهای ژئوپولیتیک بر قیمتها است. با این حال، نویسنده نتیجه میگیرد که همین شرایط میتواند زمینهساز یک اصلاح بازار در آینده باشد؛ اصلاحی که نه از مسیر بحران ناگهانی، بلکه از طریق بازنگری تدریجی در انتظارات نسبت به تقاضا و ظرفیت مازاد شکل میگیرد.
منبع: Oilprice