پایگاه خبری فولاد ایران - پس از تحولات اخیر در ونزوئلا، بازارهای جهانی در حال سنجش این پرسشاند که آیا این رویداد نشانهٔ یک نقطهٔ عطف در قیمتگذاری ریسک سیاسی در داراییهاست یا صرفاً شوکی خبری است که بهسرعت از حافظهٔ پرتفویها پاک خواهد شد. به گزارش CNBC، واکنش اولیهٔ بازارها تاکنون محتاطانه بوده است: قیمت طلا بیش از ۲ درصد افزایش یافته و به حدود ۴۴۱۹ دلار در هر اونس رسیده، دلار اندکی تقویت شده، اما سایر متغیرهای کلیدی، از بازدهی اوراق خزانه آمریکا تا شاخصهای سهام جهانی، تغییرات محدودی را نشان میدهند. این رفتار بازار بهگفتهٔ برخی مدیران دارایی، بیشتر به پوشش ریسک ملایم شباهت دارد تا هجوم به داراییهای امن.
در چنین فضایی، سرمایهگذاران برای تشخیص اینکه آیا ونزوئلا یک شوک گذراست یا آغاز انتقال واقعی به اقتصاد جهانی، به پنج سیگنال کلیدی توجه میکنند:
نخست، ساختار بازار نفت، نه قیمت لحظهای آن.
اهمیت اصلی نه در این است که نفت امروز در چه قیمتی معامله میشود، بلکه در این است که منحنی قیمتی بازار چه پیامی میدهد. تا زمانی که نفت برنت در حوالی ۶۰ دلار باقی بماند و بازار در وضعیت «کانتانگو» باشد—یعنی قیمتهای آتی بالاتر از قیمتهای نقدی—بازار از وفور عرضه و نبود نگرانی جدی درباره اختلال ناشی از ونزوئلا حکایت دارد. تنها در صورتی که بازار به سمت «بکواردیشن» حرکت کند—حالتی که قیمتهای کوتاهمدت از قیمتهای آتی بالاتر میروند—میتوان گفت تهدیدی واقعی برای عرضه شکل گرفته است؛ وضعیتی که فعلاً مشاهده نمیشود. این ارزیابی با واقعیتهای عرضه نیز همخوان است: تولید ونزوئلا حدود ۱ درصد عرضه جهانی است، زیرساختهای کلیدی فعال ماندهاند، اوپکپلاس افزایش عرضه را متوقف کرده و ذخایر جهانی کافی است.
دوم، قیمتگذاری نوسان (Volatility)
شاخص نوسان بازار سهام آمریکا (VIX) در سطوح پایین و بهدور از محدودههای تنش قرار دارد. این بدان معناست که بازارها، با وجود تیترهای ژئوپولیتیکی، هزینهٔ بالایی برای پوشش ریسک پرداخت نمیکنند. اگر ترس سیستماتیک در حال شکلگیری بود، انتظار میرفت نوسان بهطور معناداری افزایش یابد؛ اتفاقی که فعلاً رخ نداده است.
سوم، بازدهی واقعی اوراق آمریکا و شکافهای اعتباری.
اگر تحولات ونزوئلا به بازقیمتگذاری گستردهٔ ریسک منجر میشد، باید نشانههایی از آن را در کاهش بازدهی اوراق و تغییر انتظارات تورمی میدیدیم. اما بازدهی واقعی همچنان بالا مانده و انتظارات تورمی پایدار است. در همین حال، سرمایهگذاران به بازار اعتبار نیز نگاه میکنند، زیرا این بازار اغلب زودتر از سهام نشانههای تنش را نشان میدهد. در این چارچوب، اسپرد اوراق پرریسک و بدهی دولتهای نوظهور شاخصهای مهمتری هستند؛ در حالی که اوراق خود ونزوئلا بهدلیل وضعیت بحرانیشان، معیار مناسبی برای سنجش ریسک جهانی محسوب نمیشوند.
چهارم، داراییهای امن دیگر.
طلا بزرگترین برندهٔ این تحولات بوده و نقره نیز رشد قابل توجهی داشته است. این رفتار نشاندهندهٔ افزایش واکنشی و کوتاهمدت قیمتگذاری ریسک ژئوپولیتیکی است. برخی تحلیلگران معتقدند طلا زمانی بهترین عملکرد را دارد که اعتماد به نظم حاکم بر جهان تضعیف میشود و تحولات اخیر، در کنار تغییرات ژئوپولیتیکی گستردهتر، میتواند این روند را تسریع کند.
پنجم، سرریز ریسک به سایر نقاط بحرانخیز
ریسک بلندمدت اصلی نه خود ونزوئلا، بلکه این است که آیا این رویداد رفتار سیاسی در دیگر نقاط حساس جهان را تغییر میدهد یا نه. ونزوئلا به فهرست بلند تنشها، از خاورمیانه و جنگ اوکراین گرفته تا روابط چین و تایوان، اضافه شده است. تاکنون این ریسکها مانع تداوم بازار صعودی سهام جهانی نشدهاند، اما به تقویت فلزات گرانبها کمک کردهاند. آنچه بازارها بهدقت رصد میکنند، این است که آیا این رویداد به الگویی تبدیل میشود که اقدامات قدرتهای بزرگ را در نقاط حساس دیگر تحت تأثیر قرار دهد یا خیر.
در مجموع، برداشت غالب سرمایهگذاران این است که تحولات ونزوئلا فعلاً یک شوک تاکتیکی است، نه تغییری ساختاری در رژیم بازارها. رفتار قیمتها بیشتر از یک حق بیمهٔ موقت ریسک ژئوپولیتیکی حکایت دارد تا بازتعریف عمیق و پایدار قیمت داراییها. با این حال، تداوم یا گسترش پیامدهای سیاسی میتواند این ارزیابی را در آینده تغییر دهد.
منبع: CNBC