پایگاه خبری فولاد ایران - لری فینک، مدیرعامل بلکراک، هشدار میدهد که انقلاب هوش مصنوعی میتواند همان نقشی را برای مشاغل یقهسفید بازی کند که جهانیشدن در گذشته برای مشاغل یقهآبی ایفا کرد: از بین رفتن برخی شغلها، کاهش امنیت شغلی و افزایش نابرابری، در حالی که شرکتهای بزرگ بیشترین سود را میبرند. طبق گزارش CNBC، به باور او، اگر رهبران سیاسی و اقتصادی از همین حالا برنامهای عملی برای مشارکت گسترده نیروی کار در منافع هوش مصنوعی نداشته باشند، شکاف ثروت عمیقتر خواهد شد.
لارنس اشمیت، اقتصاددان MIT، میگوید ترسها درباره هوش مصنوعی بیسابقه نیست. در گذشته نیز فناوریهای بزرگ، از دیجیتالیشدن تا ابزارهایی که جهانیشدن را ممکن کردند، باعث شدند برخی مهارتها بیارزشتر شوند و همزمان فرصتهای کاملاً جدیدی شکل بگیرد. به همین دلیل، هوش مصنوعی هم احتمالاً ترکیبی از «بازندگان کوتاهمدت» و «برندگان بلندمدت» ایجاد خواهد کرد.
برخلاف اتوماسیون سنتی که بیشتر کارهای فیزیکی را هدف میگرفت، هوش مصنوعی مولد مستقیماً سراغ وظایف شناختی، تکراری و دادهمحور میرود؛ یعنی همان بخشهایی که هسته بسیاری از مشاغل اداری و تخصصی هستند. حتی مدیرعامل شرکت Anthropic هشدار داده که طی ۱ تا ۵ سال آینده ممکن است تا نیمی از مشاغل یقهسفیدِ سطح ورود دچار جابهجایی شوند؛ آن هم در حالی که رشد اقتصادی شتاب میگیرد.
با وجود این هشدارها، دادههای فعلی نشان میدهد بازار کار هنوز بهطور جدی تحت تأثیر منفی هوش مصنوعی قرار نگرفته است. مطالعات دانشگاه ییل نشان میدهد از زمان عرضه عمومی ChatGPT، اختلال محسوسی در اشتغال کلی دیده نشده. این موضوع باعث شده برخی مدیران فناوری، از جمله مدیرعامل انویدیا، تأکید کنند که خطر اصلی نه خود هوش مصنوعی، بلکه استفاده نکردن از آن است.
از نگاه اشمیت، شرکتهایی که هوش مصنوعی را درست پیادهسازی کنند، بهرهوری بالاتری خواهند داشت و همین امر میتواند به رشد درآمد و حتی افزایش تعداد کارکنان منجر شود؛ نوعی «رشد فراگیر» که در حالت ایدهآل به نفع همه تمام میشود. با این حال، این سناریو تنها در صورتی محقق میشود که نیروی کار بتواند خود را با شرایط جدید تطبیق دهد.
راهحل اصلی، بهجای مقاومت، یادگیری کار با هوش مصنوعی است. اشمیت توصیه میکند کارکنان از AI برای افزایش بهرهوری استفاده کنند و زمان آزادشده را به مهارتهایی اختصاص دهند که هوش مصنوعی در آنها ضعیف است؛ مانند خلاقیت، ارتباط انسانی، قضاوت و تفکر انتقادی. در این مدل، هوش مصنوعی رقیب انسان نیست، بلکه «ابزار کمکی» اوست.
هم فینک و هم اشمیت تأکید میکنند که مسئولیت فقط بر دوش افراد نیست. کارفرمایان باید به کارکنان خود امنیت شغلی بدهند و آنها را در فرآیند پیادهسازی هوش مصنوعی شریک کنند، نه قربانی. دولتها نیز باید با سیاستهای آموزشی و حمایتی، مسیر بازآموزی و ارتقای مهارتها را هموار کنند تا منافع این فناوری بهطور گسترده توزیع شود.
درکل، هوش مصنوعی میتواند هم نابرابری را تشدید کند و هم به ابزاری برای رشد فراگیر تبدیل شود. تفاوت این دو مسیر در «نحوه مدیریت گذار» است: اگر نیروی کار کنار گذاشته شود، هشدارهای لری فینک محقق خواهد شد؛ اما اگر آموزش، امنیت شغلی و همکاری انسان و ماشین در مرکز تصمیمگیریها باشد، هوش مصنوعی میتواند به متحدی قدرتمند برای کارگران و اقتصاد تبدیل شود.
منبع: CNBC